مطالب و عکسهای عاشقانه
تنها ديوانه ها و نابغه ها هستند كه قوانين بشري را نقض مي كنند و اينان نزديكترين كسانند به قلب خدا
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اماتورو تنها نمی ذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم از تو که با یه نگاهت زیرورو شد روزگارم دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اماتورو تنها نمی ذاشتم حتی من به آرزوهات ترو آخر می رسوندم میرسیدی و من اما آرزو به دل می موندم هی می خواستم که بگم تا که تو بدونی حالمو اما ترس و دلهره خط می زد خیالمو توی گفتن و نگفتن از چه روزایی گذشتم اونقده رفتم و رفتم اونقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم هرچی شعر عاشقونس من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه خوندم عشق تو باعثشه اگه هر دم واست مردم عشق تو باعثشه ره آوردهای خاص زندگی هميشه در سكوت پيشكش می شود : دوستی و عشق ميلاد و مرگ شادی و درد گل و طلوع خورشيد و سكوت به مثابه ی فضای ژرف فرزانگی ست . حتی موجی کوچک.وقتی در دریای وجودتان عمیق فرو روید و آرامش را به دست آورید، به نقطهای میرسید که هیچ آشفتگی و ناآرامی هرگز در آن راه نداشته است. همانجا بایستید، هر تغییر و دگرگونی از آنجا میسر میشود. در آنجا خود استاد خویشتن هستید. اکنون هر آنچه غیر ضروری است میتواند دور انداخته شود، بدون هیچگونه درگیری و نزاع. با کمال تعجب میبینید که تغیر کردهاید. حقير ترين غمها ، يا نا چيز ترين شاديهای خود را به هم بگوييم ... اين اعتمادها ، اين همدلی با شكوه ، هر دو حق و وظيفه ی عشق اند . دل را وسعتي ست به پهنه ي گيتي و جايگاه عشق است تا كه در او جاي گيرد و لبريزش كند و اين معناي مطلق زندگي است وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست وقتیکه تو رو در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم هنگامیکه به یاد تو هستم می فهمم که ارامش چیست و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم... تویی تویی بهارم همه انتظارم
ای آمده از عالم روحانی تفت حیران شده در پنج و چهار وشش وهفت می نوش ندانی ز كجا آمده ای خوش باش ندانی به كجا خواهی رفت و یا می نوش كه عمر جاودانی اینست خود حاصلت از دور جوانی اینست هنگام گل و باده ویاران سرمست خوش باش دمی كه زندگانی این است طناز من ای ناز من ای ناز باز از تو میگم تو شعر و اواز باز باهم می خندیم باز باهم می رقصیم اما نه به این ساز این زندگی اینجور نمی مونه عشق من ازم دور نمی مونه صاحب داره دنیا همه کاراش اینجوری که ناجور نمی مونه دنیام که به تاریکیه شبهاست تو چشمای من اشک یه دریاست اخ اونچه منو زنده میزاره عشق تو عزیز و عشق فرداست گفتم که خدا عزیزترینه نازش بکشیم که نازنینه باز رد میشه ابر پاره پاره مهتاب میاد و ماه و ستاره زندگی قافیه باران است ٬ من اگر پائیزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو به اندازه باران خدا زیبایی منتظر عکسهای جدید باشید![]()

![]()

آیا تا به حال به تماشای دریا نشستهاید؟ اگر آری، حتما متوجه شدهاید که تمام آشفتگیها، برخوردها و امواج فقط در سطح است.
در عمیقترین بخشهای دریا هم آشفتگی وجود ندارد؛ ![]()

![]()

![]()

![]()
![]()

خدا کنه بدونی گلم ای نگارم
بیا بیا تو بیا طاقت ندارم
برای دیدن تو گل چشم انتظارم
بیا بیا تو بیا قدمت رو چشمام
تا که بگم دوستت دارم
بی تو خیلی تنهام
رنگ قشنگ اون چشات هنوزم یادم میاد
صدای گرم خنده هات هنوزم یادم میاد
می گفتی توی زندگیت فقط منو دوست داری
قول وقرار ووعده هات هنوزم یادم میاد
امروز وفردام تویی مرهم دردام تویی
تو اینو خوب می دونی خواب وخیالم توی
فدای اون رنگ چشات
رنگ سیاه اون موهات
قربون اون قد وبالات
طعم شیرین اون لبات
فدای ناز کردنت منو دیوونه کردنت
قربون اون قد وبالات چشم انتظارم سر رات ![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()



![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |













